احمد مجد الاسلام كرمانى

144

سفرنامه كلات ( فارسى )

ادب هستند اما اين آقاى ديگر جناب حاجى ميرزا حسن رشديه از اهل تبريز كه در زمان مرحوم امين الدوله ايشان را به جهت افتتاح مكاتب جديده بطهران آوردند و مكتب رشديه را او تأسيس كرده از اينجهت مشهور به رشديه شده اما خود من اصلا از اهل اصفهان و سالها در اسلامبول تجارت كاسبى داشتم و امسال بتهران آمدم كه مطالباتم را از شركاء خودم دريافت داشته بمركز تجارت خود كه اسلامبول باشد مراجعت نمايم و هنوز امورات خود را تصفيه ننموده بودم كه گرفتار شدم اما گناه ما ، خودمان هم هنوز نفهميده‌ايم كه گناه ما چيست و چون ميدانم مصدر هيچ گناهى نبوده‌ايم لهذا يقين داريم كه دشمنان ما باشتباه‌كارى ما را متهم نموده‌اند و مسلم است به زودى رفع اشتباه خواهد شد و جبران اينهمه خسارات كه بر ما وارد شده است خواهند كرد . خان‌باشى : در اينجا آشنائى داريد ؟ آقا ميرزا آقا : از آقايان كه خبر ندارم اما شخص من نه ماه قبل از اين كه از اسلامبول بايران آمدم از راه بادكوبه بخراسان و از خراسان بطهران رفتم و با چند نفر از آقايان خراسان ملاقات نموده آشنا شديم . خان‌باشى : از طرف شما در خراسان پيش‌كار تجارت هست يا خير ؟ آقا ميرزا آقا : در خراسان تجارتى ندارم و تجارت من فقط در اسلامبول است كه از آنجا جنس خريدارى نموده در تهران باسم مغازه عوتيه ميفرستم و حاليه سه سال است كه يكدينار نفرستاده‌اند و سى هزار تومان طلب من از مغازه است و طلب تجار اسلامبول از من و هرچه كاغذ نوشتم بطفره جواب دادند ، خودم آمدم كه حسابم را با آنها تفريق نمايم و هرچه وصول مىشود گرفته و با كس ديگر قرار كاسبى و دادوستد بدهم و برگردم اسلامبول . خان‌باشى : از طرف مغازه عوتيه در خراسان كسى هست ؟